
سعدی-قطعه شماره 126
یارب این نامه سیه کرده ی بی فایده عمر
همچنان از کرمت بر نگرفته ست امید
گر به زندان عقوبت بری ام روز شمار
جای آن است که محبوس بمانم جاوید
هر درختی ثمری دارد و هرکس هنری
منِ بی مایه ی بدبخت تهیدست چو بید
لیکن از مشرق الطاف الهی نه عجب
که چو شب روز شود بر همه تابد خورشید
ما کیانیم که در معرض یاران آییم
ماکیان را چه محل در نظر باز سپید