هر چه در روی تو گویند به زیبایی هست

سعدی-غزل شماره 123

 

هر چه در روی تو گویند به زیبایی هست

وان چه در چشم تو از شوخی و رعنایی هست

سروها دیدم در باغ و تأمل کردم

قامتی نیست که چون تو به دلارایی هست

ای که مانند تو بلبل به سخندانی نیست

نتوان گفت که طوطی به شکرخایی هست

نه تو را از من مسکین نه گل خندان را

خبر از مشغله بلبل سودایی هست

راست گفتی که فرج یابی اگر صبر کنی

صبر نیکست کسی را که توانایی هست

هرگز از دوست شنیدی که کسی بشکیبد

دوستی نیست در آن دل که شکیبایی هست

خبر از عشق نبودست و نباشد همه عمر

هر که او را خبر از شنعت و رسوایی هست

آن نه تنهاست که با یاد تو انسی دارد

تا نگویی که مرا طاقت تنهایی هست

همه را دیده به رویت نگرانست ولیک

همه کس را نتوان گفت که بینایی هست

گفته بودی همه زرقند و فریبند و فسوس

سعدی آن نیست ولیکن چو تو فرمایی هست

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها