
در زندگی،زخم هایی هست كه مثل خوره روح آدم را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد. این دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد چون عموما عادت دارند این درددهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمرند و اگر کسی بگوید یا بنویسد مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخرامیز تلقی بکنند .
*****
فقط با سايه ی خودم خوب مي توانم حرف بزنم ، اوست كه مرا وادار به حرف زدن می كند ، فقط او مي تواند مرا بشناسد ، او حتماً مي فهمد.مي خواهم عصاره ، نه ، شراب تلخ زندگی خودم را چكه چكه در گلوی خشک سايه ام چكانيده به او بگويم:” ايــن زندگی مـن اســت !”.
*****
عشق چیست؟ برای همه رجاله ها یک هرزگییک ولنگاری موقتی است . عشق رجاله ها را باید در تصنیف های هرزه و فحشا و اصطلاحات رکیک که در عالم مستی و هشیاری تکرار می کنند،پیدا کرد .
*****
مرگ، مادر مهربانی است که بچه ی خود را پس از یک روز طوفانی در آغوش کشیده، نوازش می کند و می خواباند.
*****
مرگ، همه هستی ها را به یک چشم نگریسته و سرنوشت آنها را یکسان می کند نه توانگر می شناسد و نه گدا.
*****
اگر مرگ نبود فریادهای نا امیدی به آسمان بلند می شد، به طبیعت نفرین می فرستاد.
*****
ما بچه مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریب های زندگانی نجات می دهد.
*****
مرگ بهترین پناه دردها و غمها و رنج ها و بیدادگری های زندگانی است.
*****
انسان،چهره مرگ را ترسناک کرده و از آن گریزان است.
*****
تنها مرگ است که دروغ نمی گوید.
واژگان کلیدی: سخنان صادق هدایت،جملات صادق هدایت،سخنان آموزنده ی صادق هدایت،سخن های حکیمانه ی صادق هدایت،جملات قصار صادق هدایت،جمله های پندآموز صادق هدایت،گفتارهای ارزنده ی صادق هدایت،یک سخن تاثیرگذار از صادق هدایت،سخنی فلسفی از صادق هدایت،نویسنده ی ایرانی.
Sadegh Hedayat،quotes





