اشعار زهره ارزه گر - ادبستان شعر پارسی ❤️

اشعار زهره ارزه گر

اشعار زهره ارزه گر

اشعار زهره ارزه گر


شعر نخست : 

 

دیشب دلم عجیب هوای تو کرده بود

ساز دلم غریب نوای تو می سرود

عشقی عجیب در دل من رخنه کرده بود

اشکم روان به شوق نگاهت ولی چه سود ؟

تو دل ز من ببریدی و بعد از آن

کار دلم دوباره ز غم هم گذشته بود

آهی و ناله ای و فغانی و بعد آن

جمله دل و روان و غرورم شکسته بود

شادی قلب خسته ی من در حضور توست

وای از دلم حدیث تو را باز گفته بود

آواز دلبری من و تو فسانه نیست

باز این دلم به یاد دلت قصه گفته بود

تو در حضور خود چه غریبانه غایبی

غربت تمام کن ، بغض گلویم شکسته بود

خنیاگران اگرچه غریبند در فلک

اما نگاه تو غم دل را ربوده بود

 


شعر دوم :

 

من آن کلاغک تکرار های غمگینم

به خانه ام نرسیدم، و خواب می بینم

درخت بودی و من هم کلاغ بی خبرت

دوباره از لب سردت، غرور می چینم

تو عاشقم شده بودی و این بهارم بود

و با صدای گرفته، صدای ننگینم

و قار قار که یعنی تو آسمان منی

و قار قار بهارم! بهار شیرینم

و قار قار بیا مبتلای هم باشیم

به شب رسیده نگاهم، شکوفه آجینم

تو ناز می کنی و من دوباره می لرزم

بهار آمده؟ یا این منم که بی دینم؟

تو شعر های منی، من دل سیاه توام

و قانعم به همین، ای خدای آیینم

سکوت می کنم و بوسه هات می خندند

به سیب سرخ دلم؟ یا به بغض سنگینم؟

و من دوباره همان داغ دار غمگینم

به خواب رفته ام اما تو را نمی بینم


اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی


واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤