تومان۱۵۰,۰۰۰

تومان۲۳۰,۰۰۰

تومان۲۴۰,۰۰۰

تومان۱۷۰,۰۰۰

تومان۳۴۰,۰۰۰

دو شعر از رضا نیکوکار

 

شعر نخست:

بند آمده در حسرت وصف تو زبان ها

این آتش عشق است که افتاده به جان ها

در حیرت چشم تو و ابروی تو ماندند

انگشت به دندان همه ی تیر و کمان ها

زانو زده در پای بزرگی تو انگار

الوند و دماوند و سهند و سبلان ها

بی تابم و بی تابی من شهره ی شهر است

نگذار فروکش بکند این هیجان ها

آن قدر دل تنگ مرا ضرب خودت کن

تا گوش فلک کر شود از این ضربان ها

من با تو غزل می شوم و شعرترینم

ای علت بی چون و چرای فوران ها

تو کیستی ای عشق! که با نام تو سکه ست

بازار تمام شعرا، مرثیه خوان ها!

تا لحظه ی رویایی دیدار تو ای خوب

من خون به جوش آمده ام در شریان ها

ای کاش ببندی چمدان سفرت را

این جمعه بیفتد به تو چشم نگران ها


شعر دوم:

مانند شیشه ای که خریدار سنگ بود
این دل شکستن تو برایم قشنگ بود
رؤیای باشکوه رسیدن به ساحلت
آغاز خودکشی هزاران نهنگ بود
ماه شب چهاردهی که تصاحبت
چون حسرتی به سینه ی صدها پلنگ بود
خوشبخت آن دلی که برای تو می تپید
خوشبخت آن دلی که برای تو تنگ بود
تو: یک جهان تازه پر از صلح و دوستی
من : کشوری که با همه در حال جنگ بود
با من هر آنچه از تو بجا ماند نام بود
از من هر آنچه بی تو بجا ماند ننگ بود
پایین نشسته ام که توبالا نشین شوی
این ماجرا حکایت الاکلنگ بود…

واژگان کلیدی: اشعار رضا نیکوکار،غزلیات رضا نیکوکار،نمونه شعر رضا نیکوکار،شعری از رضا نیکوکار،سروده های رضا نیکوکار،شعرهای رضا نیکوکار،غزل های رضا نیکوکار،غزلی از رضا نیکوکار،شعر سنتی رضا نیکوکار.
نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها