دمی به صحبت پیری رسیده بودم دوش - ادبستان شعر پارسی % %

دمی به صحبت پیری رسیده بودم دوش

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 26

دمی به صحبت پیری رسیده بودم دوش

که بود منشی دیوان چرخ را استاد

ز حال بنده بپرسید و گفت نشنیدم

قصیده ای که به تجدیدت اتفاق افتاد

دعاش کردم و گفتم که گفته ام دو سه بیت

به مدح خواجه ی آفاق صدر دولت و داد

گشاد رشته ی لولوی نظم آن ابیات

ولی هنوز سر درج مکرمت نگشاد

سیاه گشت مرا و دیده چون مداد و هنوز

به هیچ وجه بهای مداد نفرستاد

چو این حدیث بگفتم به چشم کین در من

نگاه کرد و بخندید و گفت شرمت باد

کسی قصیده به هیزی چنان فرستادست

که تا پریر درم می گرفت و ک.ن می داد (1)


واژگان دشوار : 1-واژه ی به کار رفته دور از ادب بود. به ناچار آن را ننوشتیم !

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤