در هر هوا که جز برق اندر طلب نباشد

حافظ-غزل مشکوک شماره 9
در هر هوا که جز برق اندر طلب نباشد
گر خرمنی بسوزد چندان عجب نباشد
مرغی که با غم دل شد الفتیش حاصل
بر شاخسار عمرش برگ طرب نباشد
در کارخانه ی عشق از کفر ناگزیر است
آتش که را بسوزد گر بولهب نباشد
در کیش جانفروشان فضل و شرف به رندی ست
اینجا نسب نگنجد آنجا حسب نباشد
در محفلی که خورشید اندر شمار ذرهست
خود را بزرگ دیدن شرط ادب نباشد
می خور که عمر سرمد گر در جهان توان یافت
جز باده ی بهشتی هیچش سبب نباشد
حافظ وصال جانان با چون تو تنگدستی
روزی شود که با آن پیوند شب نباشد
معنی بیت های نخستین
۱. در هر هوا که جز برق اندر طلب نباشد / گر خرمنی بسوزد چندان عجب نباشد:
در هر مسیری که جز آتش (برق) طلب نباشد، اگر خرمنی بسوزد جای شگفتی نیست. حافظ با این تشبیه زیبا اشاره میکند که در راه عشق که پر از التهاب است، هر خسارتی طبیعی مینماید.
۲. مرغی که با غم دل شد الفتیش حاصل / بر شاخسار عمرش برگ طرب نباشد:
مرغی که با غم دل انس گرفته باشد، بر شاخههای عمرش برگ شادی نخواهد رویید. این بیت به تأثیر عمیق غم عشق بر زندگی عاشق اشاره دارد که همهی لحظاتش را تحت تأثیر قرار میدهد.
۳. در کارخانه ی عشق از کفر ناگزیر است / آتش که را بسوزد گر بولهب نباشد:
در کارگاه عشق، گریز از کفر (نادیده گرفتن معیارهای معمول) ناگزیر است؛ چه عجب اگر آتشی کسی را بسوزاند در حالی که شعلهور هم نباشد؟ حافظ به ماهیت پارادوکسیکال عشق اشاره میکند.
۴. در کیش جانفروشان فضل و شرف به رندی ست / اینجا نسب نگنجد آنجا حسب نباشد:
در آیین عاشقان، شرافت و فضیلت در رندی (بیقیدی ظاهری) است؛ اینجا اصالت خانوادگی معنی ندارد و آنجا مقام اجتماعی ارزشی نخواهد داشت. شاعر ارزشهای متفاوت جهان عشق را ترسیم میکند.
معنی بیت های پایانی
۵. در محفلی که خورشید اندر شمار ذرهست / خود را بزرگ دیدن شرط ادب نباشد:
در مجلسی که خورشید هم تنها ذرهای بیش نیست، خود را بزرگ دیدن نشانهی بیادبی است. این بیت درس فروتنی میدهد و ناچیز بودن انسان در برابر عظمت هستی را یادآور میشود.
۶. می خور که عمر سرمد گر در جهان توان یافت / جز باده ی بهشتی هیچش سبب نباشد:
شراب بنوش چرا که اگر عمر جاودانه در این جهان ممکن باشد، تنها با بادهی بهشتی میسر خواهد شد. حافظ در اینجا به نقش محوری شراب در دستیابی به حیات معنوی اشاره میکند.
۷. حافظ وصال جانان با چون تو تنگدستی / روزی شود که با آن پیوند شب نباشد:
ای حافظ، وصال یار با فقیری مانند تو روزی محقق خواهد شد، آنگاه که دیگر پیوندی با شب (دوران هجران) نداشته باشد. این بیت پایانی نویدبخش فرارسیدن صبح وصال پس از شبهای هجران است.
تفسیر شعر
غزلیات مشکوک حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل توضیح.