به جد و جهد چو کاری نمی رود از پیش (معنی+تفسیر)

به جد و جهد چو کاری نمی رود از پیش


حافظ-غزل مشکوک شماره 15

 

به جد و جهد چو کاری نمی رود از پیش

به کردگار رها کرده به مصالح خویش

به پادشاهی عالم فرو نیارد سر

اگر ز سر قناعت خبر شود درویش

بنوش باده که قسام صنع قسمت کرد

در آفرینش از انواع نوشدارو نیش

ز سنگ تفرقه خواهی که منحنی نشوی

مشو بسان ترازو تو در پی کم و بیش

ریا حلال شمارند و جام باده حرام

زهی طریقت و ملت زهی شریعت و کیش

ریای زاهد سالوس جان من فرسود

قدح بیار و بنه مرهمی بر این دل ریش

به دلربائی اگر خود سر آمدی چه عجب

که نور حسن تو بود از اساس عالم پیش

دهان نیک تو دلخواه جان حافظ شد

به جان بود خطرم زین دل محال اندیش

 


معنی بیت های نخستین

۱. به جد و جهد چو کاری نمی‌رود از پیش / به کردگار رها کرده به مصالح خویش:
وقتی تلاش و کوشش بی‌فایده باشد، بهتر است کار را به خدای حکیم واگذار کنیم تا آن را به صلاح خود رقم زند. حافظ در این بیت به تسلیم در برابر تقدیر الهی اشاره می‌کند که از حکمت بالغه پروردگار نشأت می‌گیرد.

۲. به پادشاهی عالم فرو نیارد سر / اگر ز سر قناعت خبر شود درویش:
اگر فقیر و درویش از راز قناعت آگاه شود، حتی در برابر پادشاهی تمام جهان سر فرود نخواهد آورد. شاعر در اینجا ارزش واقعی قناعت و بینیازی درونی را که از ثروت دنیوی بالاتر است، ستایش می‌کند.

۳. بنوش باده که قسام صنع قسمت کرد / در آفرینش از انواع نوشدارو نیش:
شراب بنوش چرا که آفریننده‌ی حکیم، در نظام آفرینش هم نوشدارو آفریده و هم درد و رنج. این بیت اشاره به پذیرش تقدیر الهی دارد که در آن شادی و غم هر دو جایگاه خود را دارند.

۴. ز سنگ تفرقه خواهی که منحنی نشوی / مشو بسان ترازو تو در پی کم و بیش:
اگر می‌خواهی از سنگ تفرقه و جدایی آسیب نبینی، مانند ترازو همیشه در پی سنجش کم و بیش نباش. حافظ در اینجا به زیان‌های حسابرسی دائمی در روابط انسانی اشاره می‌کند.

معنی بیت های پایانی

۵. ریا حلال شمارند و جام باده حرام / زهی طریقت و ملت زهی شریعت و کیش:
آنان که ریا و تظاهر را حلال می‌شمارند ولی نوشیدن جام می را حرام می‌دانند، چه شریعت و آیین عجیبی دارند! این بیت طنز تلخ حافظ را نسبت به ریاکاری متظاهران نشان می‌دهد.

۶. ریای زاهد سالوس جان من فرسود / قدح بیار و بنه مرهمی بر این دل ریش:
ریا و دورویی زاهدان خودنمای، جان مرا فرسوده است. ای ساقی، قدحی بیاور تا مرهمی بر این دل شکسته باشد. شاعر در اینجا به درماندگی ناشی از برخورد با منافقان اشاره می‌کند.

۷. به دلربائی اگر خود سر آمدی چه عجب / که نور حسن تو بود از اساس عالم پیش:
اگر در دلربایی سرآمد روزگاری، جای شگفتی نیست چرا که زیبایی تو از آغاز آفرینش وجود داشته است. حافظ در این بیت به قدمت و ابدیت زیبایی معشوق اشاره می‌کند.

۸. دهان نیک تو دلخواه جان حافظ شد / به جان بود خطرم زین دل محال‌اندیش:
دهان زیبای تو مورد علاقه‌ی جان حافظ گردید، با این حال می‌دانم که دل بستن به این آرزو خطاست. این بیت تضاد میان اشتیاق و واقع‌نگری شاعر را نشان می‌دهد.


تفسیر شعر

 


غزلیات مشکوک حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل توضیح.

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها