بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم

حافظ-غزل شماره 372
بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم
کز بهر جرعهای همه محتاج این دریم
روز نخست چون دم رندی زدیم و عشق
شرط آن بود که جز ره آن شیوه نسپریم
جایی که تخت و مسند جم میرود به باد
گر غم خوریم خوش نبود به که میخوریم
تا بو که دست در کمر او توان زدن
در خون دل نشسته چو یاقوت احمریم
واعظ مکن نصیحت شوریدگان که ما
با خاک کوی دوست به فردوس ننگریم
چون صوفیان به حالت و رقصند مقتدا
ما نیز هم به شعبده دستی برآوریم
از جرعه ی تو خاک زمین دُر و لعل یافت
بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریم
حافظ چو ره به کنگره ی کاخ وصل نیست
با خاک آستانه ی این در به سر بریم
معنی و تفسیر بیت های نخستین :
۱. بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم / کز بهر جرعهای همه محتاج این دریم:
حافظ از میخانه به عنوان نمادی از حقیقت و معرفت یاد میکند و میگوید که همه ما برای جرعهای از این حقیقت، محتاج این در (میخانه) هستیم. این بیت نشاندهندهی نیاز انسان به شناخت و عشق حقیقی است.
۲. روز نخست چون دم رندی زدیم و عشق / شرط آن بود که جز ره آن شیوه نسپریم:
حافظ به رندی و عشق اشاره میکند و میگوید که از همان ابتدا شرط کردهایم که تنها راه عشق و رندی را بپیماییم و از تظاهر و ریاکاری دوری کنیم.
۳. جایی که تخت و مسند جم میرود به باد / گر غم خوریم خوش نبود به که میخوریم:
در این بیت، حافظ به ناپایداری دنیا اشاره میکند و میگوید که در دنیایی که تخت و قدرت پادشاهان به باد میرود، بهتر است به جای غم خوردن، شاد باشیم و از زندگی لذت ببریم.
۴. تا بو که دست در کمر او توان زدن / در خون دل نشسته چو یاقوت احمریم:
حافظ به عشق و آرزوی وصال معشوق اشاره میکند و میگوید که در راه عشق، دلهای ما مانند یاقوت سرخ در خون غلتیدهاند. این بیت نشاندهندهی عمق عشق و رنجهای آن است.
معنی و تفسیر بیت های پایانی :
۵. واعظ مکن نصیحت شوریدگان که ما / با خاک کوی دوست به فردوس ننگریم:
حافظ به واعظ (موعظهکننده) میگوید که به شوریدگان (عاشقان) نصیحت نکند، زیرا آنها به بهشت و فردوس نمینگرند و تنها به خاک کوی معشوق عشق میورزند. این بیت نشاندهندهی بیاعتنایی عاشق به دنیا و مظاهر آن است.
۶. چون صوفیان به حالت و رقصند مقتدا / ما نیز هم به شعبده دستی برآوریم:
حافظ به صوفیان اشاره میکند و میگوید که اگر آنها به حالت و رقص مشغولند، ما نیز به شعبده و هنر خود دست مییازیم. این بیت نشاندهندهی نقدی ظریف به برخی رفتارهای صوفیان است.
۷. از جرعه ی تو خاک زمین دُر و لعل یافت / بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریم:
حافظ به معشوق (یا خدا) اشاره میکند و میگوید که جرعهای از وجود تو، خاک زمین را به دُر و لعل تبدیل کرده است، اما ما در مقابل تو از خاک هم کمتریم. این بیت نشاندهندهی تواضع و کوچکی انسان در مقابل عظمت معشوق است.
۸. حافظ چو ره به کنگره ی کاخ وصل نیست / با خاک آستانه ی این در به سر بریم:
حافظ در پایان میگوید که اگر راهی به کاخ وصال معشوق نیست، بهتر است با خاک آستانهی این در (میخانه یا درگاه معشوق) به سر بریم. این بیت نشاندهندهی تسلیم و عشق بیقید و شرط است.
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.