قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار کامل شاعران / حافظ / غزلیات حافظ / سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود

سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود

حافظ-غزل شماره ۲۰۳

 

سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود

رونق میکده از درس و دعای ما بود

نیکی پیر مغان بین که چو ما بدمستان

هر چه کردیم به چشم کرمش زیبا بود

دفتر دانش ما جمله بشویید به می

که فلک دیدم و در قصد دل دانا بود

از بتان آن طلب ار حسن شناسی ای دل

کاین کسی گفت که در علم نظر بینا بود

دل چو پرگار به هر سو دورانی می‌کرد

واندر آن دایره سرگشته ی پابرجا بود

مطرب از درد محبت عملی می‌پرداخت

که حکیمان جهان را مژه خون پالا بود

می‌شکفتم ز طرب زآنکه چو گل بر لب جوی

بر سرم سایه ی آن سرو سهی بالا بود

پیر گلرنگ من اندر حق ازرق پوشان

رخصت خبث نداد ار نه حکایت‌ها بود

قلب اندوده ی حافظ برِ او خرج نشد

کاین معامل به همه عیب نهان بینا بود

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code