قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار کامل شاعران / رهی معیری / ترانه و نغمه رهی / من شمع لرزانم، از شب گریزانم

من شمع لرزانم، از شب گریزانم

رهی معیری – ترانه ها و نغمه ها

وای از شب من

شماره ۲۹

 

من شمع لرزانم

از شب گریزانم

کز غم فزون گردد

تاب و تب من

وای از شب من

چون شب فراز آید

افسانه ساز آید

آید ز تنهایی

جان بر لب من

وای از شب من

شب ها ز راحت جدا شوم

با مرغ شب هم نوا شوم

از بی نوایی

جویم به میخانه هر شب

تا جرعه ای نوشم از لب

نوشين لب من

وای از شب من

وای از شب من

مراد من از جهان تویی، مهربان تویی

شمع محفل من، شادی دل من، در جهان تویی

حدیث دل با خدا کنم، ناله ها کنم

تا به ناله تو را با شکسته دلان، آشنا کنم

جان ریزم به پای تو، می میرم برای تو، دیگر چه خواهی

دل سوی تو بنگرد، با یاد تو بگذرد، روز و شب من، نوشین لب من

وای از شب من

چون شمع سحرگهی

می سوزد دل رهی

شب ها به غم مبتلا شوم

با مرغ شب هم نوا شوم

از بی نوایی

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code