طبع قناعت اختیار، مصدرِ زیب و فر شود

بیدل دهلوی- غزل شماره 1405

طبع قناعت اختیار، مصدرِ زیب و فر شود

آبِ گهر دمد ز صبر، خاکِ فسرده زر شود

همّت ‌پیری‌ام رساست،‌ ضعف حصول مدّعاست

هرچه به فکر آن میان حلقه شود کمر شود

پایهٔ اعتبارها فتنه کمینِ آفت است

از همه جا به‌ کوهسار زلزله بیشتر شود

جاه به باد داده را خوش‌نفسان دعا کنید

خواجه خدا کند که باز یک دو طویله خر شود

نیست جنون انقلاب باعث انفعال مرد

ننگ برهنگی ‌کراست؟ ابره‌ گر آستر شود

یک دو نفس حباب‌وار ضبط نفس طرب شمار

رنگ وقار پاس دار بیضه مباد پر شود

خطّ جبین به فرق ماست، چارۀ همّتی‌ کراست

با دم تیغِ سرنوشت، سجده مگر سپر شود

بخت سیه چو دودِ شمع، چتر زده است بر سرم

اشک نشوید این‌ گلیم ‌تا شب من سحر شود

گرد خرامت از چمن برد طراوت بهار

گل ز حیا عرق ‌کند تا پر رنگ تر شود

دوش نسیم وعده‌ای دل به تپیدنم‌ گداخت

حرف لبی شنیده‌ام گوش زمانه‌ کر شود

پهلوی ناز حیرتی خورده‌ام از نگاه او

اشک نغلتدم به چشم ‌گر همه تن‌ گهر شود

با همه عجز در طلب ریگ روان فسرده نیست

بیدل اگر ز پا فتد آبله راهبر شود

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها