روشندلان چو آینه بر هرچه رو کنند

بیدل دهلوی- غزل شماره 1314

روشندلان چو آینه بر هرچه رو کنند

هم در طلسمِ خویش تماشای او کنند

پاکی چو بحر موج زند از جبینشان

قومی که از گدازِ تمنّا وضو کنند

آزادگان نهالِ گلستان ناله‌اند

بر باد اگر روند نشاط نموکنند

پروانه مشربان بساطِ وفا چو شمع

اجزای خویش را به گداز آبرو کنند

ما را به زندگی ز محبّت گزیر نیست

نتوان گذشت گر همه با درد خو کنند

عنقاست در قلمرو امکان بقای عیش

تا کی بهار را قفس از رنگ و بو کنند

جیب مرا به نیستی انباشت روزگار

چاکی‌ ست صبح را که به هیچش رفو کنند

این موجها که گردن دعوی کشیده‌اند

بحر حقیقتند اگر سر فروکنند

ای غفلت! آبروی طلب بیش از‌ین مریز

عالم تمام اوست ‌که را جستجو کنند

بیدل به این طراوت اگر باشد انفعال

باید جهانیان ز جبینم وضو کنند

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها