حسرت امشب آهِ بی‌تأثیر روشن می‌کند

بیدل دهلوی- غزل شماره 1191

حسرت امشب آهِ بی‌تأثیر روشن می‌کند

رشتهٔ شمعی به هر تقدیر روشن می‌کند

چون چراغِ ‌گل‌ که از بادِ سحر گیرد فروغ

زخم ما چشم از دمِ شمشیر روشن می کند

بر بیاضِ صبح، منقوش است نظم و نثرِ دهر

مویِ‌ کافوری سوادِ پیر روشن می‌کند

چون بنای موج، ‌پرداز از شکستم داده‌اند

معنی ویرانی‌ام تعمیر روشن می‌کند

ای شرر مفتِ نگاهت جلوه‌زارِ عافیت

روزگار آیینهٔ ما دیر روشن می‌کند

بی‌ندامت حلقهٔ ماتم بوَد قدّ دوتا

ناله شمعِ خانهٔ زنجیر روشن می‌کند

گر خیال آیینه‌دارِ اعتبارِ ما شود

صورت خوابی به صد تعبیر روشن می‌کند

گرمی هنگامهٔ امکان جلال عشق اوست

آتش این بیشه چشم شیر روشن می‌کند

بگذر از صیّادی مطلب که صحرای امید

خانهٔ برق از رمِ نخجیر روشن می کند

بیدل از فانوس، زخمِ عافیت را نور نیست

شمع پیکانی در اینجا تیر روشن میکند

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها