
بیدل دهلوی- غزل شماره 1180
حاشا که مرا طعنِ کسان بر سقَط آرد
چون خامه قطِ تازه خورد حُسنِ خط آرد
داغ است دلِ ساده ز تشنیعِ تکلّف
بر مهملهها خرده گرفتن نقط آرد
ما عجزپرستان همه تن خطّ جبینیم
کم مشمر اگر سایه سجودی فقط آرد
کیفیّت تحقیق ز خامشنفسان پرس
ماهی مگر اینجا خبر از قعرِ شط آرد
عمریست که ما منتظران چشم به راهیم
تا قاصد امّید زحسنش چه خط آرد
تقلید، تری میکشد از دعویِ تحقیق
کشتی چه خیال ست که پروازِ بط آرد
بیدل حذر از خیرهسری کز رگ کردن
بر صحّت هر حرف چو لکنت غلط آرد