
بیدل دهلوی- غزل شماره 1179
چینی هوسان عبرتِ مستور ببینید
رسواییِ مویِ سرِ فغفور ببینید
دام است پراکنده و صیدی به نظر نیست
هنگامۀ این سلسلۀ کور ببینید
بیپرده عیان است چه دنیا و چه عقبا
در بستن مژگان همه را عور ببینید
خلقی است درین عرصه جنونتازِ تعیّن
کرّ و فر آثارِ پرِ مور ببینید
این سال و مهِ عیش که دیدید ز احباب
تا حشر همان عبرت عاشور ببینید
روزی دو تماشای حلاوتگهِ هستی
از روزنهٔ خانهٔ زنبور ببینید
اشکال درین دشت و در آثار سیاهی است
نزدیکی هر جلوه ز خود دور ببینید
صد فاید در پردۀ اخلاق نهان است
مرهم شده بر هیأت ناسور ببینید
الفتکدهٔ انجمنآرایی مستان
در یکدلی از خوشهٔ انگور ببینید
ذرّات جهان چشمهٔ انوارِ تجلّی است
هر سنگ که آید به نظر طور ببینید
تمییز بد و نیک درین بزم حجاب است
تا هست نگه مایهٔ مقدور ببینید
آن جلوه که در عالم امکان نتوان دید
در آینهٔ بیدلِ معذور ببینید