
بیدل دهلوی- غزل شماره 1119
تصوّر جوهرِ آگاهی قدرت کجا دارد؟
بهارِ فضل آن سوی تعقّل رنگها دارد
نهال آید برون تخمی که افشانند بر خاکش
درین صحرا ز پا افتادن ایجاد عصا دارد
ندید از آبله ریگ روان منع جنونتازی
به نومیدی ز پا منشین که هر وامانده پا دارد
به گردون میبرد نظّاره را واماندن مژگان
مشو غافل ز پروازی که بال نارسا دارد
غریق آیی برون تا محرم تحقیق سازندت
که این دریا بقدر موج دستی آشنا دارد
اثرهای دعا روشن نشد بیاحتیاج اینجا
ز اسرار کرم گر آگهی دارد گدا دارد
سراپا محو شو تا جمله آگاهی شوی بیدل
بقدر گم شدنها هرکه اینجا رهنما دارد