
بیدل دهلوی- غزل شماره 1067
پهلو به چرخ میزند امروز جاهِ عید
کج کرده است باز مه نو کلاه عید
دارد ز ماه نو همه تن یک خطِ جبین
یارب بر آستان که افتاد راه عید
گویا به وصف قبلهٔ معنینواز ماست
این مصرع بلند فلک دستگاه عید
آن قبلهای که جانب محراب ابرویش
خم دارد از هلالِ غرورِ نگاه عید
صبحِ وفا سرشته لبِ مهرپرورش
دارد تبسّمی که نیاید ز ماه عید
هرچند از هلال رقم کرد روزگار
در چشم اعتبار خطی از گواه عید
پیش درش ز خجلت تسلیم بیدل است
تا آسمان نشان لب عذرخواه عید