یکی متفق بود بر منکری

سعدی-بوستان-باب نهم در توبه و راه صواب

شماره 18

 

یکی متفق بود بر منکری

گذر کرد بر وی نکو محضری

نشست از خجالت عرق کرده روی

که آیا خجل گشتم از شیخ کوی

شنید این سخن پیر روشن روان

بر او بربشورید و گفت ای جوان

نیاید همی شرمت از خویشتن

که حق حاضر و شرم داری ز من ؟

نیاسایی از جانب هیچ کس

برو جانب حق نگه دار و بس

چنان شرم دار از خداوند خویش

که شرمت ز همسایگان است و خویش

 

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها