شعری از بهاره عامل نوغانی

شعری از بهاره عامل نوغانی
جا میکنی خودت را در مغز استخوانم
طوری که با تو هستم،بی تو نمیتوانم
من با خودم غریبم،نامم فریب محض است
لفظ قدیم پاییز،سبزی پر از خزانم
معنای تازه ای در پس کوچه های دستت
می گیرم و کنارت درگیر امتحانم
یک اضطراب بی میل میخواندم که برگرد
من پای رفتنم نیست تو وصله ای به جانم
در این دو راهی عشق بین تو و رهایی
دل را زدم به دریا چون با تو در امانم
سردی بهانه ای بود از ترس بی تو بودن
من با تو داغ داغم، من با تو میتوانم
اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی
واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از.





