قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار سنتی / اشعار ایلناز حقوقی

اشعار ایلناز حقوقی

شعر نخست :

 

انگار سال هاست که در من تنیده ای

انگار جای قلب تو در من تپیده ای

انگار کودکانه ترین خنده ی مرا

با چشم های تیله ای ات سر کشیده ای

با بوسه های شیشه ای ات از تمام من

لی لی کنان به خانه ی قلبم پریده ای

در این حریم امن بمان و خدای باش

هرگز چنین خدا شدنی را ندیده ای

لبخند چشم های تو پیغمبر من است

با وحی دست هات مرا آفریده ای

از آسمان چشم تو خورشید می چکد

انگار آرزوی مرا خواب دیده ای

شهزاده می شوی و می آیی و می بری

همراه خود مرا دم صبح سپیده ای

در بازوان گرم تو ، من زنده می شوم

این قلعه های امن که بر من کشیده ای

پیغمبری ، خدای منی ، شاهزاده ای

حتی به جای قلب ، تو در من تپیده ای

 


شعر دوم :

 

تو را به جان ستاره دوباره ماه نکِش

دوباره با قلم باد تکیه گاه نکش

نگاه کن به تبسم به کف زدن به صدا

به روی خنده ی بی استخاره آه نکش

تو از طراوت بی انتهای پَر زدنی

مرا به جرم پریدن چنین سیاه نکش

نگاه سبز من و تو در انتهای وفاست

به سوی زردی ناباورانه راه نکش

ببین به روی دلم مشق عاشقی کردم

به روی مشق شبم خط اشتباه نکش


شعر سوم :

 

همین که بغض می شود سکوت های های من

دوباره خواب می شود پناه گریه های من

دوباره شانه های شب به من پناه می دهد

سلام میدهم به او که گشته هم صدای من

سکوت و انزوای شب به جای خواب های خوش

و قلب تب که می تپد برای انزوای من

میان دست های ما اگر نبود فاصله

نگاه مهربان شب نمی شد آشنای ما

من و شب و ستاره ها و ماه و نبض ساعتم

نشسته ایم منتظر به یاری خدای من

من و شب و ستاره ها و چشم های منتظر

که رد شود ستاره ای و بشنود دعای من

نگاه ماه در پی ات به هر کجا قدم زنان

که بی تو پادشاه غم دوباره شد گدای من

قدم بنه به خلوتم شبی و با خودت بیار

سبد سبد ز خنده های غم شکن برای من

شروع دلنشین من طلوع کن که بشکند

بلور اشک ها و خاطرات بی بهای من

بیا به وقت صبحدم طلوع با تو دیدنی ست

بیا به کوچه های شب دوباره پا به پای من


واژگان کلیدی:اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،غزل غزلیات غزل های غزلی از،ايلناز حقوقي.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code