قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / اشعار سنتی / اشعار امیر وحیدی

اشعار امیر وحیدی

شعر نخست :

 

مرا به ياد بياور كه زار گريه كنم

به شوق آمدنت بى قرار گريه كنم

مرا به نام خودت با غزل صدايم كن

كه من به نام خودم انتظار، گريه كنم

مسير آمدنت را چقدر دوره كنم؟

چقدر جان بکنم بى مزار گريه كنم

چگونه رد شوم از روزهاى بعد از تو؟

چگونه پٓر بكشم ؟ بى حصار گريه كنم

چقدر خواب تبر؟ زخم هاى پى در پى

به شوق تازه شدن در بهار گريه كنم

چقدر ساز مخالف شوم به هر بزمى؟

به زخمه هاى غم انگيز تار گريه كنم

و باز مثل غزل هاى نيمه كاره ى خود

نٓفٓس بگيرم و قبل از فرار گريه كنم

غروب ها بنشينم درون خود، تنها

غريب و بى كس و بى غمگسار گريه كنم

دوباره مصرع آخر، دلم گرفته عزيز

بيا كه تا لب ريل و قطار گريه كنم

 


شعر دوم :

 

فلش نزن که دوباره سیاه می افتم

شبیه لرزش اشک از نگاه می افتم

شکست بال و پرم را غرور زخمی باد

اگرچه می پرم اما به چاه می افتم

مسیر جاده پر از التهاب رفتن بود

چقدر دل دل رفتن ؟ به راه می افتم

شبیه قصه ی ماه و پلنگ غمگینی

شبیه خاطره ای بی پناه می افتم

هزار بغض نگفته ، هزار قافیه مرگ

شبی به یاد تو از چشم ماه می افتم

هزار مرتبه مردم دوباره زنده شدم

هزار مرتبه با بغض و آه می افتم

به شعر گیج و به نعشی خمیده می مانم

شبیه متهمی بی گناه می افتم

طناب خونی و حلقوم بیت های کبود

به یاد قافیه ای اشتباه می افتم

اگرچه آخر این شعر کهنه خواهم مرد

برای آنکه بمیرم، بخواه ، می افتم

 


شعر سوم :

 

وقتی کنارم نیستی از درد لبریزم

باید که از این زخم ها قدری بپرهیزم

من سال ها در گُور خود بی شعر خوابیدم

شاید که با یک بوسه ات از جای برخیزم

گاهی تو را می آورم از روزهای دور

قدری غزل می خوانی و هی اشک می ریزم

گم گشته ای در لای تقویم غزل هایم

ای کاش می شد تا تو را بر گردن آویزم

چون گردبادی زخم خورده، گیج و سرگردان

رد می شوم از روزهایت ، مثل پاییزم

خوابم نمی آید در این شب های تنهایی

با دست های بسته ام هر شب گلاویزم

بیهوده می گردی به دنبالم گریزانم

حالم بد است این روزها، از درد لبریزم


واژگان کلیدی : اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،غزل غزلیات غزل های غزلی از،امير وحيدي.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code