قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار کامل شاعران / اقبال لاهوری / پیام مشرق / می گشودم شبی به ناخن فکر

می گشودم شبی به ناخن فکر

اقبال لاهوری

پیام مشرق

شماره ۲۷۰

جلال و هگل (۱)

می گشودم شبی به ناخن فکر

عقده های حکیم آلمانی

آنکه اندیشه اش برهنه نمود

ابدی راز کسوت آنی

پیش عرض خیال او گیتی

خجل آمد ز تنگ دامانی

چون به دریای او فرو رفتم

کشتی عقل گشت طوفانی

خواب بر من دمید افسونی

چشم بستم ز باقی و فانی

نگه شوق تیزتر گردید

چهره بنمود پیر یزدانی

آفتابی که از تجلی او

افق روم و شام نورانی

شعله اش در جهان تیره نهاد

به بیابان چراغ رهبانی

معنی از حرف او همی روید

صفت لاله های نعمانی

گفت با من چه خفته ای برخیز

به سرابی سفینه می رانی

به خرد راه عشق می پویی؟

به چراغ آفتاب می جویی؟


واژگان دشوار:۱-منظور از جلال، مولانا جلال الدین بلخی است و هگل نیز همان فیلسوف مشهور آلمانی است .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code