قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار کامل شاعران / اقبال لاهوری / پیام مشرق / ماهی بچه ای شوخ به شاهین بچه ای گفت

ماهی بچه ای شوخ به شاهین بچه ای گفت

اقبال لاهوری

پیام مشرق

شماره ۱۸۹

شاهین و ماهی

ماهی بچه ای شوخ به شاهین بچه ای گفت

این سلسله ی موج که بینی همه دریاست

دارای نهنگان خروشنده تر از میغ

در سینه ی او دیده و نادیده بلاهاست

با سیل گران سنگ و زمین گیر و سبک خیز

با گوهر تابنده و با لولوی لالاست

بیرون نتوان رفت ز سیل همه گیرش

بالای سر ماست ته پاست همه جاست

هر لحظه جوان است و روان است و دوان است

از گردش ایام نه افزون شد و نی کاست

ماهی بچه را سوز سخن چهره برافروخت

شاهین بچه خندید و ز ساحل به هوا خاست

زد بانگ که شاهینم و کارم به زمین چیست

صحراست که دریاست ته بال و پر ماست

بگذر ز سر آب و به پهنای هوا ساز

این نکته نبیند مگر آن دیده که بیناست

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code