قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار کامل شاعران / اقبال لاهوری / رموز بیخودی / سر حق تیر از لب سوفار گفت

سر حق تیر از لب سوفار گفت

اقبال لاهوری

رموز بیخودی

شماره ۶

محاوره ی تیر و شمشیر

سر حق تیر از لب سوفار گفت

تیغ را در گرمی پیکار گفت

ای پری ها جوهر اندر قاف تو

ذوالفقار حیدر از اسلاف تو

قوت بازوی خالد دیده ای

شام را بر سر شفق پاشیده ای

آتش قهر خدا سرمایه ات

جنت الفردوس زیر سایه ات

در هوایم یا میان ترکشم

هر کجا باشم سراپا آتشم

از کمان آیم چو سوی سینه من

نیک می بینم به توی سینه من

گر نباشد در میان قلب سلیم

فارغ از اندیشه های یأس و بیم

چاک چاک از نوک خود گردانمش

نیمه ای از موج خون پوشانمش

ور صفای او ز قلب مومن است

ظاهرش روشن ز نور باطن است

از تف او آب گردد جان من

همچو شبنم می چکد پیکان من

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code