قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار کامل شاعران / اقبال لاهوری / رموز بیخودی / من شبی صدیق را دیدم به خواب

من شبی صدیق را دیدم به خواب

اقبال لاهوری

رموز بیخودی

شماره ۲۷

در تفسیر سوره اخلاص

قل هوالله احد

من شبی صدیق را دیدم به خواب

گل ز خاک راه او چیدم به خواب

آن امن الناس بر مولای ما

آن کلیم اول سینای ما

همت او کشت ملت را چو ابر

ثانی اسلام و غار و بدر و قبر

گفتمش ای خاصه ی خاصان عشق

عشق تو سر مطلع دیوان عشق

پخته از دستت اساس کار ما

چاره ای فرما پی آزار ما

گفت تا کی در هوس گردی اسیر

آب و تاب از سوره ی اخلاص گیر

اینکه در صد سینه پیچد یک نفس

سری از اسرار توحید است و بس

رنگ او بر کن مثال او شوی

در جهان عکس جمال او شوی

آنکه نام تو مسلمان کرده است

از دویی سوی یکی آورده است

خویشتن را ترک و افغان خوانده ای

وای بر تو آنچه بودی مانده ای

وارهان نامیده را از نام ها

ساز با خم در گذر از جام ها

ای که تو رسوای نام افتاده ای

از درخت خویش خام افتاده ای

با یکی ساز از دویی بردار رخت

وحدت خود را مگردان لخت لخت

ای پرستار یکی گر تو تویی

تا کجا باشی سبق خوان دویی

تو در خود را به خود پوشیده ای

در دل آور آنچه بر لب چیده ای

صد ملل از ملتی انگیختی

بر حصار خود شبیخون ریختی

یک شو و توحید را مشهود کن

غائبش را از عمل موجود کن

لذت ایمان فزاید در عمل

مرده آن ایمان که ناید در عمل

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code