قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار کامل شاعران / اقبال لاهوری / رموز بیخودی / فرد را ربط جماعت رحمت است

فرد را ربط جماعت رحمت است

اقبال لاهوری

رموز بیخودی

شماره ۲

تمهید ، در معنی ربط فرد و ملت

فرد را ربط جماعت رحمت است

جوهر او را کمال از ملت است

تا توانی با جماعت یار باش

رونق هنگامه ی احرار باش

حرز جان کن گفته ی خیرالبشر

هست شیطان از جماعت دورتر

فرد و قوم آیینه ی یکدیگرند

سلک و گوهر کهکشان و اخترند

فرد می گیرد ز ملت احترام

ملت از افراد می یابد نظام

فرد تا اندر جماعت گم شود

قطره ی وسعت طلب قلزم شود

مایه دار سیرت دیرینه او

رفته و آینده را آیینه او

وصل استقبال و ماضی ذات او

چون ابد لا انتها اوقات او

در دلش ذوق نمو از ملت است

احتساب کار او از ملت است

پیکرش از قوم و هم جانش ز قوم

ظاهرش از قوم و پنهانش ز قوم

در زبان قوم گویا می شود

بر ره اسلاف پویا می شود

پخته تر از گرمی صحبت شود

تا به معنی فرد هم ملت شود

وحدت او مستقیم از کثرت است

کثرت اندر وحدت او وحدت است

لفظ چون از بیت خود بیرون نشست

گوهر مضمون به جیب خود شکست

برگ سبزی کز نهال خویش ریخت

از بهاران تار امیدش گسیخت

هر که آب از زمزم ملت نخورد

شعله های نغمه در عودش فسرد

فرد تنها از مقاصد غافل است

قوتش آشفتگی را مایل است

قوم با ضبط آشنا گرداندش

نرم رو مثل صبا گرداندش

پا به گل مانند شمشادش کند

دست و پا بندد که آزادش کند

چون اسیر حلقه ی آیین شود

آهوی رم خوی او مشکین شود

تو خودی از بیخودی نشناختی

خویش را اندر گمان انداختی

جوهر نوریست اندر خاک تو

یک شعاعش جلوه ی ادراک تو

عیشت از عیشش غم تو از غمش

زنده ای از انقلاب هر دمش

واحدست و بر نمی تابد دویی

من ز تاب او من استم تو تویی

خویش دار و خویش باز و خویش ساز

نازها می پرورد اندر نیاز

آتشی از سوز او گردد بلند

این شرر بر شعله اندازد کمند

فطرتش آزاد و هم زنجیری است

جزو او را قوت کل گیری است

خوگر پیکار پیهم دیدمش

هم خودی هم زندگی نامیدمش

چون ز خلوت خویش را بیرون دهد

پای در هنگامه ی جلوت نهد

نقش گیر اندر دلش “او” می شود

“من” ز هم می ریزد و “تو” می شود

جبر قطع اختیارش می کند

از محبت مایه دارش می کند

ناز تا ناز است کم خیزد نیاز

نازها سازد به هم خیزد نیاز

در جماعت خود شکن گردد خودی

تا ز گلبرگی چمن گردد خودی

“نکته ها چون تیغ پولاد است تیز

گر نمی فهمی ز پیش ما گریز” (۱)


واژگان دشوار : ۱-این بیت از مولانا است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code