قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / شعرهای ترجمه شده به فارسی / اشعار یانیس ریتسوس

اشعار یانیس ریتسوس

به این پست امتیاز بدهید

 

شعر نخست:

زن پنجره را گشود

باد با هجومی

موهایش را چون پرنده

بر شانه اش نشاند

پنجره را بست

دو پرنده بر روی میز بودند

خیره در او

سرش را پایین آورد

در میانشان جا داد

و آرام گریست .

“برگردان:احمد پوری”


 شعر دوم:

شیردلى سرفراز بر خاک افتاده است

خاک مرطوب در خود جایش نمی ‏دهد

کرم‏هاى حقير خاکش نمى‏جوند.

صلیب بر پشتش

جفت بالى را ماند

بلند و بلند بر آسمان اوج می گيرد

و عقابان و فرشتگان زرین را دیدار می کند.

“برگردان:احمد شاملو”


 شعر سوم:

آن خانه را چگونه پى خواهند افكند؟

درهایش را چه کسى بر جاى خواهد نشاند؟

نه مگر بازوى کار چنين اندک است

و مصالح و سنگ چندان سنگین

که از جاى حرکت نمی ‏توان داد؟

خاموش باش!

دست‏ها به هنگام کار نیرو خواهد یافت

و شمارشان افزون خواهد شد.

و از یاد مبر که در سراسر شب

مردگان بی شمارشان نيز

به یارى ما خواهند آمد.

“برگردان:احمد شاملو”


واژگان کلیدی: اشعار یانیس ریتسوس،نمونه شعر یانیس ریتسوس،شاعر یانیس ریتسوس،شعرهای یانیس ریتسوس،شعری از یانیس ریتسوس،شعرهای ترجمه شده به فارسی یانیس ریتسوس،سروده های برگردان به پارسی یانیس ریتسوس،شاعر یونانی،شاعر کشور یونان.

yannis ritsos،poems،quotes

حمایت مالی از سایت
......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*