
شعر نخست :
نگاه کن بانوی من
مرا گناهان بسیاریاست
که نمیتوانی راهت را پیدا کنی از میانشان
اندکی از گناهانم را تو خوب میشناسی
آنها که میشناسی ، همه یک گناهند
و آنها که راهت را گم میکنی در میانشان
باز هم یک گناهند
که تو را حیران میکنند
همچنان که مرا برای ابد .
“برگردان: محسن عمادی”
شعر دوم :
نه حتی هومر
در برابر هلن
چنین احساس فلاکت نکرد
وقتی عاشقاش شد
چون هومر
به خاطر عشق ، عاشق هلن نبود
به خاطر زیبایی بود
نه
نه حتی هومر ، در برابر هلن
آنقدر احساس فلاکت نکرد که تو
وقتی عاشق کسی شدی
که همراه خود
به هلال ماه
کفن کسانی را میآورد
که هنوز زنده بودند
“برگردان:محسن عمادی”
شعر سوم :
چه مايه زيباست آن صنوبر سفيد پير
بر تپهی کودکیاتکه امروز به ديدارش رفتی
زير زمزمهاش يار مردهات را به ياد میآوری
و در حيرتی از نوبت خويش که کی خواهد رسيد
زير نجوايش
احساس میکنی انگارواپسين کتابت را نوشتهای
و حالا بايد خاموش باشی
واشک بريزی برای کلماتتا برويند
چگونه زيستهای؟ شناخته را رها کردی برای ناشناخته
و سرنوشت؟ تنها يکبار به تو لبخند زد
و تو آنجا نبودی .
“برگردان:محسن عمادی”
شعر چهارم :
هر کشیش گنه کار، یک کشیش است.
با اینحال، تصور میشود
که یک شاعر باید در جوانی بمیرد
و حتی از اولین بوسه چیزی نداند
و بلبلها او را رانده باشند و لگدمال شده باشد.
که میداند؟
شب است و باد با باران در آمیخته است
باران میبارد و دو پیرمرد خیس میشوند.
چه میشد اگر در پایان
هر کدامشان با اسبی کور ملاقات میکردند؟
“برگردان:محسن عمادی”
شعر پنجم :
خانه ای در من است
برای حزنت و برای کفرتو برای شادی ات
هیچ چیز آمدنت را در روزهای آفتابی عقب نمیاندازد
حتی وقتی طوفان زوزه میکشد
میتوانی اینجا گریه کنی و دشنام دهی
و در مجاورت راز بخندی، حتی بخندی
و هیچ چیز مانع رفتن تو نیست
من اینجایم
تو فقط بیا و برو .
“برگردان:محسن عمادی”
واژگان کلیدی:اشعار ولادیمیر هولان،نمونه شعر ولادیمیر هولان،شاعر ولادیمیر هولان،شعرهای ولادیمیر هولان،شعری از ولادیمیر هولان،یک شعر از ولادیمیر هولان،شعرهای ترجمه شده به پارسی ولادیمر هولان،سروده هاب برگردان به پارسی ولادیمیر هولان،ولاديمير هولان،شاعر کشور چک،شاعر جمهوری چک.
Vladimír Holan،Vladimir Holan،poems،quotes









