قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / اشعار / شعرهای ترجمه شده به فارسی / اشعار عزیز نسین،شاعر ترک

اشعار عزیز نسین،شاعر ترک

شعر نخست:

حدس می‌زنم

که خواهی گریخت

التماس نمی‌کنم

از پی‌ات نمی‌دوم

اما صدایت را در من جا بگذار!

می‌دانم

که از من دل می‌کنی

راهت را نمی‌بندم

اما عطر موهایت را در من جا بگذار!

می‌دانم

که از من جدا خواهی شد

خیلی ویران نمی‌شوم

از پا نمی‌افتم

اما رنگت را در من جا بگذار!

احساس می‌کنم

تباه خواهی شد

و من خیلی غمگین می‌شوم

اما گرمایت را در من جا بگذار!

فرقش را با حالا می‌دانم

که فراموشم خواهی کرد

و من

اقیانوسی خواهم شد سیاه و غم‌انگیز

اما طعم بودنت را در من جا بگذار!

هر طور شده خواهی رفت

و من حق ندارم که تو را نگه دارم

اما خودت را در من جا بگذار!


شعر دوم:

می خواستم کتابم را نذر تو کنم

به چشمهایت نگریستم

چشم نداشتی

می خواستم ببوستم

به صورتت نگاه کردم

چهره نداشتی

می خواستم دستت را بگیرم

دست نداشتی

حرفهای دلنشین من را نشنیدی

گوش نداشتی


شعر سوم:

تو نیستی

این باران بیهوده می‌بارد

ما خیس نخواهیم شد

بیهوده این رودخانه‌ی بزرگ

موج بر می‌دارد و می‌درخشد

ما بر ساحل آن نخواهیم نشست

جاده‌ها که امتداد می‌یابند

بیهوده خود را خسته می‌کنند

ما با هم در آن‌ها راه نخواهیم رفت

دل تنگی‌ها ، غریبی‌ها هم بیهوده است

ما از هم خیلی فاصله داریم

نخواهیم گریست

بیهوده تو را دوست دارم

بیهوده زندگی می‌کنم

این زندگی را قسمت نخواهیم کرد


شعرچهارم:

هرگز عاقل نشو

هميشه ديوانه بمان

مبادا بزرگ شوي

کودک بمان

در اندوه پاياني عشق

توفان باش

و اين گونه بمان

مثل ذرات غبار در هوا پراکنده شو

مرگ عيب جويي مي کند

با اين همه عاشق باش

وقتي مي ميري


شعرپنجم:

وقتي كه شب

به خانه برمي گردي

و صداي كليد را در قفل مي شنوي

بدان كه تنهايي

وقتي كليد برق را مي زني

صداي تيك را ميشنوي

بدان كه تنهايي

وقتي در تخت خواب

از صداي قلب خودت نمي تواني بخوابي

بدان كه تنهايي

وقتي كه زمان

كتاب ها و كاغذ ها را در خانه مي جود

و تو صدايش را مي شنوي

بدان كه تنهايي

اگر صدايي از گذشته

تو را به روزهاي قديمي دعوت كند

بدان كه تنهايي

و تو بي آن كه قدر تنهايي را بداني

دوست داري

خودت را خلاص كني

اگر اين كار هم بكني

باز تك و تنهايي


شعر ششم:

جايي  که قرار گذاشته بوديم همديگر را ديديم

نه در زماني که قرار گذاشته بوديم

من بيست سال زودتر آمده ، منتظر ماندم

تو آمدي ، بيست سال ديرتر

من از انتظار تو پيرم

تو از منتظر گذاشتنم جوان


واژگان کلیدی: مَحمَت نُصرَت معروف به عَزیز نَسین،نمونه شعر عزیز نسین،شعرهای عزیز نسین،شاعر عزیز نسین،شعری از عزیز نسین،یک شعر از عزیز نسین،شعر ترکیه،شاعر ترکیه،شعر ترجمه شده به فارسی عزیز نسین،شعر برگردان به پارسی عزیز نسین،اثری از آثار عزیز نسین،اشعار عزیز نسین،شاعر اهل کشور ترکیه،شعر شاعر ترک زبان،شعرهای عاشقانه عزیز نسین.

Aziz Nesin،poems،quotes

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code