قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / شعرهای ترجمه شده به فارسی / اشعار سوزان پولیس شوتز

اشعار سوزان پولیس شوتز

به این پست امتیاز بدهید

 

شعر نخست:

دوستت دارم

گاه انسان باید در سختی باشد

تا به دیگری دست یاری دهد

گاه انسان باید با بخت بد روبه رو شود

تا هدفش را بهتر بشناسد

گاه به طوفان نیاز است

تا او قدر آرامش بداند

گاه باید به او آسیب رسد

تا با احساس تر شود

گاه باید در شک و تردید باشد

تا به دیگری اطمینان کند

گاه باید در گوشه ای تنها بماند

تا واقعیت وجود خود را بشناسد

گاه باید از شگفتی رها شود

تا به آگاهی برسد

گاه باید کاملاً بی احساس باشد

تا بتواند همه چیز را حس کند

گاه باید در اوج شور و احساس بود

تا به قلب او راه یافت

و او به روی عشق در بگشاید

چه بسیار از اینها را پشت سر گذاشته ام

و می دانم

نه تنها آماده ی عاشق تو شدن هستم

بلکه عاشق تو هستم.

“ترجمه:رویا پرتوی”


شعر دوم:

تو آن جایی

و من اینجا

در این فکر

که تا چه حد دوستت دارم

در این فکر

که تا چه حد برایم با ارزشی

در این فکر

که تا چه حد دلتنگ توئم

تو آن جایی

و من اینجا

در این فکر

که تا چه حد در اشتیاقِ

با دیگر

در کنار تو بودنم

در این فکر

که چگونه بیش از همیشه

قدر آن زمان

که در کنار هم خواهیم بود را

خواهم دانست

دوستت دارم


شعر سوم:

به من از آن بگو
که توان گفتنش به دیگری را نداری
با من بخند
حتی آن گاه که احساس حماقت می کنی

با من گریه کن

آن گاه که در اوج پریشانی هستی

تمام زیبایی های زندگی را

با من شریک باش
و در کنار من
با تمام زشتی های زندگی ستیز کن

با من

رویاهایی را بیافرین تا به دنبال آنها رویم

در شادیِ هر چه می کنم

شریک باش

برای رسیدن به آرزوهای مان

یاری ام کن

با آهنگ عشق مان

با من برقص

بیا در سراسر زندگی در کنار هم گام برداریم

بیا تا ابد

در هر قدم از این سفر
یکدیگر را
عاشقانه
در آغوش گیریم .

“ترجمه:رویا پرتوی”


شعر چهارم:

هر روز در فکر تو هستم

گر چه آن قدر که می خواهم

به تو نامه نمی نویسم

یا تلفن نمی کنم

هر روز

در فکر تو هستم

گاه در فکرِ

خاطره ای که با تو داشته ام

و گاه در رویاهایم

برای تو

آنچه برایم رخ داده را تعریف می کنم

مهم نیست

به چه فکر می کنم

هر روز برایت نامه می نویسم

یا به تو تلفن می کنم

و دلم برایت تنگ می شود .


شعر پنجم:

گاه بیان احساسات

دشوار است

ولی می خواهم بدانی

که تا چه حد دوستت دارم

صبح هنگام که چشم می گشایم

و تو را در کنار خود می بینم

از با تو بودن

شادمان می شوم

به تو احترام می گذارم

تو را تحسین می کنم

با تمام وجود دوستت دارم .

هر روز صبح

که چشم می گشایم

و تو را در کنار خود می بینم

می دانم هر چه پیش آید

اهمیتی ندارد

آن روز،روز خوبی خواهد بود .


واژگان کلیدی: اشعار سوزان پولیس شوتز،نمونه شعر سوزان پولیس شوتز،شاعر سوزان پولیس شوتز،شعرهای سوزان پولیس شوتز،شعری از سوزان پولیس شوتز،یک شعر از سوزان پولیس شوتز،شعری از سوزان پولیس شوتز.،اشعار ترجمه شده به فارسی سوزان پولیس شوتز،اشعار برگردان به پارسی سوزان پولیس شوتز،عاشقانه ها سوزان پولیس شوتز،نوشته های سوزان پولیس شوتز،شاعر آمریکایی،شاعر کشور آمریکا،شاعر زن ایالات متحده.

 Susan Polis Schutz،poems،quotes

......

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code