اشعار سهراب سیرت

اشعار سهراب سیرت
شعر نخست :
غرور و ناز تو زیباست با زنانگی ات
مرا ببوس،بریز از شراب خانگی ات
در آتش تنِ تو پخته میشوم، شده است
تنت تنور، تنم نان در این تنانگی ات
هواست برفی و من مست و شب، شرور و دراز
چه لحظههای عزیزی است بی بهانگی ات
به چشمهات، به دریا مرا پناه بده
که من نهنگم و محتاج بی کرانگی ات
که منجمد شده ام،قرنهاست خاموشم
مرا دوباره به رقص آر با ترانگی ات
شراب و شمع منی، ابر و آفتاب منی
نگو که کشته مرا شور شاعرانگی ات
شعر دوم :
کلماتم، کلماتی که درخت و سنگند
کلماتی که کمی خسته کمی دلتنگند
کلماتم، که فقط قرص مسکن خوردند
مذهب و فلسفه و طایفه و فرهنگند
دودم و خونم و خاکسترم و باروتم
کلماتم، کلماتی که سراسر جنگند
کلماتی، مثلا ملت و آزادی و حق
که به قاموس سیاست همه خوش آهنگند
کلماتم که همه دست، ولی می لرزند
کلماتم که همه پای ولی می لنگند
کلماتی که تضاد طبقاتی دارند
مثل ودکا و شراب وطنی بی رنگند
کلماتی در و دیوار مرا پُر کرده
کلماتم، کلماتی که درخت و سنگند
اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی
واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از شاعر افغان کشور افغانستان افغانی.






به شما خسته نباشید عرض میکنم چند مورد اشعار شما را در برنامه بی بی سی دیدم اشعار شما و دوستانتان را بسیار صمیمی و زیبا یافتم.
برای همه مردم افغان آرزوی صلح و سلامتی دارم
موفق باشید.