اشعار شیرین خسروی

اشعار شیرین خسروی

اشعار شیرین خسروی


شعر نخست:

می روم شاید کمی حال شما بهتر شود

می گذارم با خیالت روزگارم سر شود

از چه می ترسی ؟ برو دیوانگی های مرا

آن چنان فریاد کن تا گوش عالم کر شود

می روم، دیگر نمی خواهم برای هیچ کس

حالت غمگین چشمانم ملال آور شود

باید این بازنده هر بار جان عاشقم

تا به کی بازیچه ی این دست بازیگر شود؟

ماندنم بیهوده است، امکان ندارد هیچ وقت

این من دیرین من، یک آدم دیگر شود


 شعر دوم:

در طالعم نبود که با تو سفر کنم

رفتم که رنج های تو را مختصر کنم

 این روزها سکوت من از ناتوانی است

من کیستم که از تو بخواهم حذر کنم؟

هرگز مباد این که بخواهم به جرعه ای

طعم زبان تلخ تو را بی اثر کنم

آن قدر دور می شوم از چشمه های تو

تا باغ را به دیدن تو تشنه تر کنم

آن وقت با خیال تو یک رود می شوم

تا با تو از میان درختان گذر کنم

جان در ازای بوسه ی تو،حاضرم که من

بازنده ی معامله باشم، ضرر کنم

هرگز نخواستم که به نفرین و ناله ای

از ظلم تو زمین و زمان را خبر کنم

دارم به خاطر تو از این شهر می روم

شاید که دیدمت نتوانم حذر کنم


شعر سوم:

شب ها به دشت پیرهنم خواب می دهی

نیلوفری و جلوه به مرداب می دهی

تو کیستی که با تو پر از حرف تازه ام؟

هر شب به دفترم غزلی ناب می دهی

هر واژه  را به  لمس سرانگشت شاعرت

از دست من گرفته تب و تاب می دهی

پیراهن سفید تو آرامش شب است

این رنگ تازه را تو به مهتاب می دهی

در سینه ات که گرم ترین آشیانه هاست

جایی به یک پرنده ی بی تاب می دهی

من تشنه ام که غرق شوم در تمام تو

تو چکه چکه چکه به من آب می دهی


اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی


واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از.

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
4 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
راشدی اصل
میهمان
راشدی اصل
اردیبهشت 29, 1399 12:44 ب.ظ

باسلام
ضمن تشکر از زحمات شما باتوجه به اینکه فقط چندروز هست که … .

راشدی اصل
میهمان
راشدی اصل
اردیبهشت 31, 1399 6:02 ق.ظ
پاسخ به  امین پیرانی

ممنون از لطف شما …