قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / اشعار سنتی / اشعار اعظم تفرشی

اشعار اعظم تفرشی

به این پست امتیاز بدهید

 

شعر نخست :

رد پای تو از این فاصله پیداست هنوز

نقش اسم تو در این سینه هویداست هنوز

رفتی و بی خبر از حال من زار شدی

سفرت در نظرم مثل معماست هنوز

گر همه عالم و آدم به کناری بروند

غم هجر تو در این سینه مجزاست هنوز

کاش بودی تو در این خانه و شاهد بودی

که بساط دل من با تو مهیاست هنوز

چه کنم تا که بفهمی که پس از این همه سال

بی تو در خانه ی دل معرکه بر پاست هنوز


 شعر دوم :

کاش در قلب تو من جایی و جامی داشتم

در جواب هر درودی،یک سلامی داشتم

روزگارانم گذشت و چشم من در راه تو

کاش از چشمان تو من هم پیامی داشتم

برگ برگ عمر من در حسرت رویت گذشت

کاش از سهم دلت من هم سهامی داشتم

هر که از ره می رسد وصفی ز رخسارت کند

کاش در وصف رخت من هم کلامی داشتم

مختصر گویم عزیزم ، کاش در کنج دلت

آشیانی ، خانه ای ، کنج مدامی داشتم


واژگان کلیدی:اشعار اعظم تفرشی،نمونه شعر اعظم تفرشی،شاعر اعظم تفرشی،شعرهای اعظم تفرشی،شعری از اعظم تفرشی،یک شعر از اعظم تفرشی،غزل غزلیات غزل های غزلی از اعظم تفرشی،اعظم تفرشي.

......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*