غزلی از اسماعیل زارع

غزلی از اسماعیل زارع

غزلی از اسماعیل زارع


 

بگذار که با بوی تو آرام بگیرم

از پنجره ی روی لبت کام بگیرم

بگذار در این لحظه که لبریز تو هستم

با باز دمی از نفست وام بگیرم

مانند غزل داغ ترین واژه ی خود را

از ساده ترین بوسه ی لبهام بگیرم

من منتظرم تا تو از این کوچه بیایی

تا زیر قدم های تو ایهام بگیرم

این بار دلم را به خودم پس نفرستید

تا قلب هوایی شده را رام بگیرم

من آمده ام تا لب این پنجره امشب

یک بوسه ی داغ از تو سرانجام بگیرم


اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی


واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از.

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها