قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار / اشعار سنتی / غزلی از اسماعیل زارع

غزلی از اسماعیل زارع

به این پست امتیاز بدهید

 

بگذار که با بوی تو آرام بگیرم

از پنجره ی روی لبت کام بگیرم

بگذار در این لحظه که لبریز تو هستم

با باز دمی از نفست وام بگیرم

مانند غزل داغ ترین واژه ی خود را

از ساده ترین بوسه ی لبهام بگیرم

من منتظرم تا تو از این کوچه بیایی

تا زیر قدم های تو ایهام بگیرم

این بار دلم را به خودم پس نفرستید

تا قلب هوایی شده را رام بگیرم

من آمده ام تا لب این پنجره امشب

یک بوسه ی داغ از تو سرانجام بگیرم


واژگان کلیدی: اشعار اسماعیل زارع،نمونه شعر اسماعیل زارع،شاعر اسماعیل زارع،شعرهای اسماعیل زارع،شعری از اسماعیل زارع،یک شعر از اسماعیل زارع،شعر سنتی اسماعیل زارع،غزل اسماعیل زارع،غزلیات اسماعیل زارع،غزل های اسماعیل زارع.

......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*