شعری از آیسا حکمت

هر روز به صورتت نگاه می کنم

یک خط به سرنوشتت اضافه می شود

هر روز بیشتر از دیروز تو را دوست می دارم

مهربان تر می شوی

خدای من

تعارف ندارم

آه می کشم

دنیا در چشمهایم تنگ و گشاد می شود

و جوانه ای از پای دندان پوسیده ام سبز

هر روز خودم را به درخت وسط حیاط می بندم

چشمهایم را در می آورند

پرنده ها ، سنجابها در گوشهایم لانه می سازند

مورچه ها لبهایم را می بوسند

باد

منحنی لبخندت را به چهره ام می آورد

دنیا شکل تازه ای پیدا می کند

اما

تو خودت هستی

هر روز بیشتر نگاهت می کنم

و یک روز دورتر می شوی .


واژگان کلیدی : اشعار آیسا حکمت،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،شعر نو،آيسا حكمت.

Picture of نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها