
سعدی-گلستان-باب هشتم در آداب صحبت
حکایت 9
به دوستی پادشاهان اعتماد نتوان کرد و بر آواز خوش کودکان که آن به خیالی مبدل شود و این به خوابی متغیر گردد .
معشوق هزار دوست را دل ندهی
ور می دهی آن به دل جدایی بدهی

سعدی-گلستان-باب هشتم در آداب صحبت
حکایت 9
به دوستی پادشاهان اعتماد نتوان کرد و بر آواز خوش کودکان که آن به خیالی مبدل شود و این به خوابی متغیر گردد .
معشوق هزار دوست را دل ندهی
ور می دهی آن به دل جدایی بدهی
معنی نداشت …باید در مورد خوب و بد بودن چه چیزی نظربدیم ؟