سیل آشوب، روان گشت به کاشانه ی ما

رهی معیری – قطعه شماره 47

عشق وطن

سیل آشوب، روان گشت به کاشانه ی ما

سوخت از آتش بیدادگری خانه ی ما

آه از آن سودپرستان که ز بی انصافی

طلب گنج نمایند ز ویرانه ی ما

نارفیقان عوض مزد به ما زجر دهند

گرچه خم گشت ز بار رفقا ! شانه ی ما

دوست خون دل ما خورد به جای می ناب

در عوض زهر بلا ریخت به پیمانه ی ما

در ره عشق وطن از سر و جان خاسته ایم

تا در این ره چه کند همت مردانه ی ما

شرف خانه خود گر تو و من حفظ کنیم

نشود خانه بیگانه شرف خانه ی ما

قد علم کن به سرافرازی و مردی چون شیر

ورنه عشرتکده ی خرس شود لانه ی ما

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها