
رهی معیری – قطعه شماره 20
پند پیرانه
دوش چشمت به خواب غفلت بود
غافل از خویشتن،چو دوش مباش
چون شغالان به لانه ات تازند
کم ز مرغ ار نه ای،خموش مباش
می شوی سهم شعله،خار مشو
می شوی صید گربه،موش مباش
اهل هوشت دهند پند همی
غافل از پند اهل هوش مباش
حامی رنجبر اگر هستی
روز و شب،گرم عیش و نوش مباش
هرچه گردی،عدوپرست مگَرد
هرچه هستی،وطن فروش مباش !