بده یک جام ای پیر خرابات - ادبستان شعر پارسی % %

بده یک جام ای پیر خرابات

مولانا-غزل شماره 336

 

بده یک جام ای پیر خرابات

مگو فردا که فی التأخیر آفات

به جای باده درده خون فرعون

که آمد موسی جانم به میقات

شراب ما ز خون خصم باشد

که شیران را ز صیادیست لذات

چه پرخونست پوز و پنجه ی شیر

ز خون ما گرفتست این علامات

نگیرم گور و نی هم خون انگور

که من از نفی مستم نی ز اثبات

چو بازم گرد صید زنده گردم

نگردم همچو زاغان گرد اموات

بیا ای زاغ و بازی شو به همت

مصفا شو ز زاغی پیش مصفات

بیفشان وصف‌های باز را هم

مجردتر شو اندر خویش چون ذات

نه خاکست این زمین طشتیست پرخون

ز خون عاشقان و زخم شهمات

خروسا چند گویی صبح آمد

نماید صبح را خود نور مشکات

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤