روم به حجره خیاط عاشقان فردا - ادبستان شعر پارسی % %

روم به حجره خیاط عاشقان فردا

مولانا-غزل شماره 216

 

روم به حجره ی خیاط عاشقان فردا

من دراز قبا با هزار گز سودا

ببردت ز یزید و بدوزدت بر زید

بدین یکی کندت جفت و زان دگر عذرا

بدان یکیت بدوزد که دل نهی همه عمر

زهی بریشم و بخیه زهی ید بیضا

چو دل تمام نهادی ز هجر بشکافد

به زخم نادره مقراض ” اهبطوا منها ”

ز جمع کردن و تفریق او شدم حیران

به ثبت و محو چو تلوین خاطر شیدا

دلست تخته ی پرخاک او مهندس دل

زهی رسوم و رقوم و حقایق و اسما

تو را چو در دگری ضرب کرد همچو عدد

ز ضرب خود چه نتیجه همی‌کند پیدا

چو ضرب دیدی اکنون بیا و قسمت بین

که قطره‌ای را چون بخش کرد در دریا

به جبر ، جمله ی اضداد را مقابله کرد

خمش که فکر دراشکست زین عجایب‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤