
صائب تبریزی- غزل شماره 601
شکیب نیست ز معشوق، عشق سرکش را
که سوختن نبوَد اشتهایِ آتش را
ز چوب گل من دیوانه را چه ترسانی؟
کسی به چوب نترسانده است آتش را
تلاش مرتبۀ امتیاز کمتر کن
شکست بیش رسد تیرِ رویِ ترکش را
کدام عمر به کیفیّت بلند رسد؟
به آب خضر چه نسبت شراب بی غش را؟
دهم چه عرض سخن بر سیه دلان صائب؟
به خاک تیره چه ریزم شراب بی غش را؟



