حسن را حلقۀ خط مانع رفتن نشود - ادبستان شعر پارسی % %

حسن را حلقۀ خط مانع رفتن نشود

صائب تبریزی- غزل شماره 3608

حسن را حلقۀ خط مانع رفتن نشود

نور خورشید، نظربند ز روزن نشود

نبرد خندۀ ظاهر ز دل تنگ ملال

غنچه را دل تهی از خون به شکفتن نشود

باد دستان ز گرانباری زر آزادند

سنگ یک لحظه فزون بار فلاخن نشود

می شود خردۀ جانها یکی از وصل هزار

آه اگر دانۀ من واصل خرمن نشود

دل روشن ز هوادار نبالد بر خویش

شعله ور آتش یاقوت ز دامن نشود

صبح خورشید جهانتاب بود چشم سفید

چشم یعقوب محال است که روشن نشود

چاه خس پوش خطر بیش ز رهزن دارد

دوربین امن ز همواری دشمن نشود

برمیاور سرِ دعوی ز گریبانِ غرور

که علَم کس به کمال از رگ گردن نشود

سوز دل کم نشد از تیغِ شهادت صائب

آتش سنگ خموش از نم آهن نشود

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤