تماشای بتان از چشم خون بسیار می‌آرد - ادبستان شعر پارسی % %

تماشای بتان از چشم خون بسیار می‌آرد

صائب تبریزی- غزل شماره 2896

تماشای بتان از چشم خون بسیار می‌آرد

نگاه گرم آخر آه آتشبار می‌آرد

نیم طوطی که با آیینه باشد روی حرف من

مرا چشم سخنگو بر سر گفتار می‌آرد

در آن گلشن که من دستِ تصرف در بغل دارم

گل از شوخی شبیخون بر سر دستار می‌آرد

مبر ز اندازه بیرون صحبت یاران یکدل را

که صحبت چون مکرر شد ملالت بار می‌آرد

زمین ریگ بوم حرص سیرابی نمی‌داند

قناعت مرد را آبی به روی کار می‌آرد

به زیر گنبد دستار آخر پهن شد زاهد

تعیُّن بر سر آدم بلا بسیار می‌آرد

نفس فهمیده زن تا برخوری از زندگی صائب

که خرج بی‌تأمل تنگدستی بار می‌آرد

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤