تا ازین ویرانه آن خورشیدرو دامن کشید - ادبستان شعر پارسی % %

تا ازین ویرانه آن خورشیدرو دامن کشید

صائب تبریزی- غزل شماره 2771

 

تا ازین ویرانه آن خورشیدرو دامن کشید

آه میل آتشین در دیدۀ روزن کشید

در دل سخت تو راهم نیست، ورنه جذب من

بارها آتش ز سنگ و آب از آهن کشید

روز روشن می کند چون لاله می دل را سیاه

در شب تاریک باید بادۀ روشن کشید

بر نیامد از زبردستان کسی با آسمان

گوش تا گوش این کمان را آه گرم من کشید

پیش ازین می ریختم در ریگ روغن را چو آب

این زمان از ریگ می باید مرا روغن کشید

از قناعت بیش شد منّت پذیریهای من

باید از هر دانه اکنون ناز صد خرمن کشید

از ملامت ترک نتوان کرد شغل عشق را

پا به زخم خار نتوان صائب از گلشن کشید

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤