دوش بزم از شور ما یک سینۀ پرجوش بود - ادبستان شعر پارسی % %

دوش بزم از شور ما یک سینۀ پرجوش بود

صائب تبریزی- غزل شماره 2623

 

دوش بزم از شور ما یک سینۀ پرجوش بود

تلخی می محو در گلبانگ نوشانوش بود

نرگس مخمور خون عقل در پیمانه داشت

جلوۀ مستانه سیلاب متاع هوش بود

گرچه دامن می کشید از سایۀ خود سرو او

باغ بر گل تنگ از خمیازۀ آغوش بود

بر نمی آمد صدا از هیچ کس غیر از سپند

شمع مجلس با زبان آتشین خاموش بود

تیره بختی همچو داغ لاله در خون می تپید

از فروغ می در و دیوار اطلس پوش بود

در قفس تیغ زبان ما برآمد از نیام

شعلۀ آواز ما در گلْسِتان خس پوش بود

گلشن از خاموشی ما پردۀ تصویر شد

خون گل از شعلۀ آواز ما در جوش بود

هیچ کس را صائب از اهل سخن روزی نشد

آنچه از اسباب عشرت قسمت ما دوش بود

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤