چارۀ غفلت دل آگاه نتوانست کرد - ادبستان شعر پارسی % %

چارۀ غفلت دل آگاه نتوانست کرد

صائب تبریزی- غزل شماره 2348

چارۀ غفلت دل آگاه نتوانست کرد

این کتان را پاره از هم ماه نتوانست کرد

کی شود کوته به شبگیر بلند این راه دور؟

پیچ و تاب این رشته را کوتاه نتوانست کرد

بعد عمری کز درش ناکام گشتم رفتنی

بی مروّت همّتی همراه نتوانست کرد!

شد ز خطّ سبز راز آن دهن پوشیده تر

خضر ارشاد من گمراه نتوانست کرد

کرد ما را عاقبت همواری دشمن خراب

سیل کار آبِ زیر کاه نتوانست کرد

از تزلزل بیش محکم شد بنای غفلتم

رعشۀ پیری مرا آگاه نتوانست کرد

اختیاری هست اگر انسان عاجز را، چرا

نقش خود را هیچ کس دلخواه نتوانست کرد؟

از کسادی نیست، کز بیم هجوم مشتری

یوسف ما سر برون از چاه نتوانست کرد

نور حسن او حصاری از خط مشکین نشد

هاله تسخیر فروغ ماه نتوانست کرد

تنگ کرد از بس که میدان را سپهر سنگدل

از ته دل هیچ کس یک آه نتوانست کرد

وای بر آن کس که با عمر سبکرو همچو باد

دانۀ خود را جدا از کاه نتوانست کرد

هاله تا قالب تهی از خویشتن صائب نکرد

دست در آغوش وصل ماه نتوانست کرد

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤