
صائب تبریزی- غزل شماره 2181
دلبستگی خلق به عمر گذران چیست؟
استادگی عکس درین آب روان چیست؟
پیش و پس اوراق خزان نیم نفس نیست
آسودگی خلق ز مرگ دگران چیست؟
آسوده شود سیل چو پیوست به دریا
از بیم اجل اینهمه فریاد و فغان چیست؟
جز خواهش الوان که کشیده است به خونت
دیگر ثمر نعمت الوان جهان چیست؟
تخمی بفشان، توشۀ راهی به کف آور
حاصل ز دل و دیدۀ خونابه فشان چیست؟
چون دیدۀ ارباب هوس، روز قیامت
در پلّۀ اعمال تو جز خواب گران چیست؟
ای سرو که عمری به رعونت گذراندی
جز دست تهی، حاصلت از باغ جهان چیست؟
مردم همه مهمان لبِ کِشتۀ خویشند
از گردش چرخ این همه فریاد و فغان چیست؟
حق رزق تو بر سفرۀ افلاک نوشته است
ای سست یقین اینهمه اندیشۀ نان چیست؟
تا چند به گرد سخن خلق برآیی؟
جز ذکر خدا صیقل شمشیر زبان چیست؟
صائب قدم از دایرۀ چرخ برون نه
جز نیش درین کارگه شیشه گران چیست؟



