هر چند چشم مست تو هشیار عالم است - ادبستان شعر پارسی % %

هر چند چشم مست تو هشیار عالم است

صائب تبریزی- غزل شماره 1919

 

هر چند چشم مست تو هشیار عالم است

با بوالهوس شراب مخور، کار عالم است!

از درد عشق، روی به خوناب شسته ای است

هر گل که در سراسر گلزار عالم است

دیوانه ای که چشم غزالش پلنگ بود

امروز رام کوچه و بازار عالم است

در راه دل، پیادۀ دنبال مانده ای است

هر چند عقل، قافله سالار عالم است

جز عارفی که از خودی آزاد گشته است

هر کس که هست صورت دیوار عالم است

بر هر دلی که خواب گران پرده دار شد

در آرزوی دولت بیدار عالم است

بر خود زبان آتش سوزان کند دراز

چون خار هر که در پی آزار عالم است

در چشم عارفان جهان ابر رحمتی است

این غفلتی که پردۀ زنگار عالم است

از قید سنگ می شود آخر شرر خلاص

رحم است بر کسی که گرفتار عالم است

داند به سیم قلب گران ماه مصر را

آن پاک دیده ای که خریدار عالم است

از ره مرو که دیدۀ شیر حوادث است

گر روشناییی به شب تار عالم است

لب تشنه ای است کآب نمی داند از سراب

بیچاره ای که واله رخسار عالم است

صائب مرا به خواب نخواهد گذاشتن

بیدار دولتی که نگهدار عالم است

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤