دندان نماند و حرف طرازی همان بجاست - ادبستان شعر پارسی % %

دندان نماند و حرف طرازی همان بجاست

صائب تبریزی- غزل شماره 1856

 

دندان نماند و حرف طرازی همان بجاست

برچیده گشت مهره و بازی همان بجاست

روز قیامت و شب هجران بسر رسید

وین راه را چو زلف درازی همان بجاست

سودی نداد سلسله پردازی جنون

کز نقش پای، سلسله سازی همان بجاست

صد بار اگر چو ماه، مرا چرخ بشکند

خورشید را شکسته نوازی همان بجاست

هر چند سوخت عشق حقیقی دل مرا

دلبستگی به عشق مجازی همان بجاست

در ابرِ خط نهفته نشد آفتاب تو

روی ترا نظاره گدازی همان بجاست

هر چند حسن را ز ستم توبه داد خط

در چشم یار عربده سازی همان بجاست

آلوده شد ز لوث ریا دامن زمین

پاکیّ خرقه های نمازی همان بجاست

صائب چو شانه گرچه مرا دست خشک شد

با زلف یار دست درازی همان بجاست

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤